سابقه انس و آشنايى ايرانيان با كتاب مقدس (مشتمل بر عهد جديد و عهد عتيق) به ساليان دور مىرسد. اين انس و آشنايى در پارهاى موارد به ترجمه كتاب مقدس منجر شده است. با اين همه ترجمههاى پارسى اين كتاب، هيچ گاه عارى از لغزش و نقصان نبوده است. پيروز سيار كه پيش از اين «كتابهاى قانونى ثانى» را به قلمى پخته و پاكيزه در كسوت پارسى درآورده بود، هم اينك روى به ترجمه كامل كتاب مقدس آورده است. اين مجموعه قرار است در دو جلد به همت نشر نى منتشر شود. جلد نخست آن كه اكنون به پايان رسيده و در انتظار طى مراحل قانونى چاپ است، شامل چهار انجيل به همراه رساله اعمال رسولان خواهد بود و جلد دوم آن در دست ترجمه و آمادهسازى است. ترجمه و انتشار اين مجموعه كه حجمى بالغ بر ۱۵۰۰ صفحه خواهد داشت، بىگمان اتفاق فرخندهاى در عرصه دينپژوهى به شمار مىآيد و پيداست كه اشتياق فراوانى در ميان مخاطبان متون دست اول دينى خواهد افروخت. مبناى ترجمه سيار «كتاب مقدس اورشليم» (ويراست آخر، ۱۹۹۸) است كه به اقرار اهل نظر، معتبرترين برگردان كتاب مقدس به زبان فرانسه به شمار مىآيد. سيار افزون بر اين كتاب، براى رفع مشكلات ترجمه به متون متعدد ديگرى نيز رجوع کرده است تا وثاقت و روانى ترجمه خود را زيادت بخشد. آنچه از پى خواهد آمد، بخشى از ديباچه مترجم فارسى كتاب مقدس (پيروز سيار) است كه طى آن به عرضه شرح سودمندى از رسالات كتاب مقدس و مضامين هر يك از آنها مىپردازد.
عهد جديد عنوان مجموعه آثارى است كه مسيحيان به كتاب مقدس افزودهاند. اين مجموعه مشتمل بر بيست و هفت اثر است كه جملگى به زبان يونانى نگاشته شدهاند، هرچند محققانى عقيده دارند كه برخى از آنها داراى نسخه اصلى آرامى بودهاند. اين بيست و هفت نوشته جايگاه يگانهاى در منابع مسيحيت دارند، چرا كه معيار ايمان و عالىترين منبع دينى مسيحيان شمرده مىشوند. عهد جديد بخش دوم كتاب مقدس را تشكيل مىدهد و بخش نخست اين اثر، كه كتاب دينى يهوديان است، از سوى مسيحيان «عهد عتيق» نام گرفته تا اين دو قطعه از يكديگر تمايز يابند. واژه «عهد» ترجمه لفظ testament است كه خود از ريشه لاتينى testamentum گرفته شده و كلمه اخير برگردان واژه يونانى diatheke است. معمولاً لفظ testament به معنى «وصيتنامه» است، يعنى سندى كه در آن شخص معين مىكند اموال او پس از مرگش به چه صورت تقسيم شود يا مورد استفاده قرار گيرد. اما اين لفظ معنى واژه عبرى بئريت را نيز مىرساند كه در يونانى به diatheke برگردانده شده و به معنى «پيمان» است. مراد پيمانى است كه طبق آن، خدا عهد كرد كسانى را كه از زمره قوم او شوند، از مواهب مادى و معنوى آكنده سازد و اين همان پيمانى است كه طبق عهد عتيق، با قوم اسرائيل بست. انتخاب واژه testament تا حدودى خصوصيت دو جانبهاى را كه در هر پيمانى وجود دارد، كم رنگ مىسازد و اين بدان سبب است كه بر اقتدار خدا در مقام عهدكننده تأكيد شود. با توجه به اين نكات، مىتوان عهد عتيق و عهد جديد را دو مجموعه كتاب شمرد كه راوى سرگذشت پيمان خدا با آدميان هستند. اما صفت «جديد» كه به عهد تعلق گرفته است، ناظر بر كلامى شمرده مىشود كه در كتاب ارمياى نبى، باب ،۳۱ آيه ۳۳ آمده است: «اما خداوند مىگويد اين است عهدى كه بعد از اين ايام با خاندان اسرائيل خواهم بست. شريعت خود را در باطن ايشان خواهم نهاد و آن را بر دل ايشان خواهم نگاشت و من خداى ايشان خواهم بود و ايشان قوم من خواهند بود». نظام شريعت قديم كه بر سنگ حك شده بود، بايد در نظام تازهاى كمال مىيافت كه در آن شريعت در دلها نگاشته شده است. احتمالاً كلامى كه عيسى در شام آخر بر زبان راند و در آن از عهد جديد سخن به ميان آورد (لو: ۲۰/۲۲) و نيز تفسيرى كه پولس از رفع حجاب در مسيح ارائه كرد (۲كر: ۱۴/۳)، در كاربرد صفت «جديد» نقش داشته و در نهايت موجب تمايز عهد جديد از عهد عتيق گشته است. البته استعمال اين صفت بدين معنى نيست كه با تكوين عهد جديد، عهد عتيق ابطال مىگردد؛ برعكس، يكى از ويژگيهاى عهد جديد اين است كه معنى كامل خود را در پيوند با عهد عتيق مىيابد، همچنان كه آوگوستينوس قديس(۱) نيز گفته است: «عهد جديد در عهد عتيق نهان است و عهد عتيق در عهد جديد عيان گشته است».
كتابهاى عهد جديد عهد جديد مشتمل بر چهار انجيل، اعمال رسولان، سيزده نامه منسوب به پولس، سه نامه منسوب به يوحنا، دو نامه منسوب به پطرس، يك نامه منسوب به يعقوب، يك نامه منسوب به يهودا، رساله به عبرانيان و مكاشفه است. عيسى در طول حيات، جز يك بار كه با انگشت بر خاك نگاشت (يو: ۶/۸)، نوشتهاى از خويش باقى نگذاشت. انجيلهاى چهارگانه به شرح زندگانى و تعاليم مؤسس دين مسيحيت مىپردازند و هدف آنها برانگيختن ايمان مذهبى نزد خوانندگان است. در اين نوشتهها زندگى مسيح از بدو ولادت تا صعود او به آسمان شرح داده شده و تعاليم دينى وى بيان گشته است. عمدهترين بخشهاى اين چهار كتاب به دوران پيامبرى عيسى و وقايع آن اختصاص دارد و در آنها كلامها و اعمال عيسى و معجزاتى كه در طول اين دوره از او به ظهور رسيد، به تفصيل شرح داده شده است. سه انجيل متى، مرقس و لوقا شباهتهاى زيادى با يكديگر دارند و فصل به فصل و گاه آيه به آيه آنها شبيه هم است؛ هرچند بعضاً در شرح جزئيات، اختلافاتى ميان روايتهاى آنها مشاهده مىشود. از اين روى، بر اين سه اثر نام «انجيلهاى نظير» نهادهاند. اما انجيل يوحنا از لحاظ ساختار متن با سه انجيل ديگر تفاوتهايى دارد و در آن تعاليم و كلامهاى مسيح با سبك ديگرى ارائه شده است.
اعمال رسولان كه نوشته لوقاى انجيل نگار است، در اصل دنباله انجيل سوم بوده است. لوقا در اين اثر، با استفاده از منابعى كه در اختيار داشته، چگونگى انتشار پيام نجات عيسى را نشان داده و اين كار را به ويژه با شرح اعمال پطرس، پولس و استفانوس انجام داده است. اما در پى آن نبوده كه به دفاع از مسيحيت بپردازد و حقانيت آن را به عنوان ميراث بر دين يهود بر كرسى بنشاند. درباره تاريخ مبادى كليسا، به آنچه در اين كتاب آورده اكتفا كرده است و از وقايعى همچون تأسيس كليساى روم، كارهاى پطرس و پولس پس از آزاد شدنشان از زندان و تشكيل نخستين جماعتهاى مسيحى سخنى به ميان نياورده است. با اين همه، اثر او حاوى اطلاعات موثقى براى درك مبادى تاريخ مسيحيت است. هدف او بيشتر ارائه گزارشى پرشور از وقايع آن دوران بوده تا از اين طريق، موجبات دلگرمى مسيحيان آينده را فراهم سازد. رسالههاى پولس مجموعهاى از سيزده نامه است كه مبين آرا و عقايد او هستند، اما شرح دادن اين آرا در چند سطر ممكن نيست و براى آگاهى از آنها، بايد به متن اين نوشتهها مراجعه شود. رساله به روميان نامهاى است كه پولس در تشريح انديشههاى الهياتى خويش نگاشته است تا زمينه سفر او به روم و ديدار وى با مسيحيان آنجا را فراهم سازد. رساله اول به كرنتيان براى حل مشكلات كليساى كرنت و پاسخ گفتن به پرسشهايى در خصوص ايمان و اعمال مسيحى نگاشته شده است. در رساله دوم به كرنتيان، پولس مىكوشد از خود در برابر اتهامات واعظان دروغينى كه به كليساى كرنت رخنه كرده بودند، دفاع كند. رساله به گالاتيان به مشكلاتى مىپردازد كه ميان يهوديان مسيحى شده و مشركان به مسيحيت گرويده بروز كرده بود. در رساله به افسسيان، پولس از مشيت خدا سخن مىگويد و درباره فيض او در مسيح به تعمق مىپردازد. رساله به فيليپيان نامهاى است كه پولس براى قدردانى از محبتهاى مسيحيان فيليپى نگاشته و در آن ايشان را به استوارى و فروتنى و همبستگى خوانده است. رساله به كولوسيان در رد تعاليم نادرستى است كه معلمان دروغين در كليساى كولوسى القا مىكردند. رسالههاى اول و دوم به تسالونيكيان براى پاسخ گفتن به پرسشهايى كه در كليساى تسالونيكى درباره بازگشت مسيح مطرح شده بود، نگاشته شده است. در رساله اول به تيموتئوس، پولس تيموتئوس را در راه خدمتش تشويق مىكند و در باب اداره كليسا و اصلاح تعاليم نادرست راهنمايىهايى ارائه مىكند و در رساله دوم او را اندرز مىدهد و تشويق مىكند كه در برابر سختىها پايدارى ورزد و وظيفه خويش را در كار تعليم ادامه دهد. در رساله به تيتوس، خصوصيات رهبران كليسا را شرح مىدهد و در خصوص تعليم مردم و كردار مسيحى رهنمودهايى ارائه مىكند. رساله به فيلمون نامهاى است كه در آن پولس از فيلمون مىخواهد كه برده خود، اونسيموس را آزاد كند. رساله به عبرانيان نوشتهاى متفاوت در عهد جديد به شمار مىرود كه در متن آن نام هيچ مؤلفى ذكر نشده است. اين اثر گونهاى خطابه است كه براى يهوديان يونانىزبان كه به مسيحيت گرويده بودند، يا براى مشركان مسيحى شده، به نگارش درآمده است. مؤلف اين نامه در پى آن نبوده كه پاسخگوى مسائل خاص يك كليسا باشد، بلكه بيشتر كوشيده است تا به شرح عواملى بپردازد كه عهد جديد و عتيق را به يكديگر پيوند مىدهد. او مؤكداً اظهار داشته كه مسيح يگانه كاهن اعظم است و تاريخ عهدى را كه ميان خدا و انسان بسته شده، به كمال رسانده و نقطه مركزى تاريخ بشريت است. رسالات كاتوليك مشتمل بر هفت نامه است كه متعلق به پولس نيستند. اين نامهها مخاطب مشخصى ندارند (البته به استثناى رسالههاى دوم و سوم يوحنا) و از اين روى «كاتوليك» خوانده شدهاند، چرا كه لفظ كاتوليك به معنى عمومى يا كلى است. رساله يعقوب كه «برادر خداوند» و رئيس يهوديان به مسيحيت گرويده بود، احتمالاً در اورشليم و اندكى پيش از رساله پولس به روميان نگاشته شده است. اين نوشته كه سياق متنهاى آموزنده حكمت را دارد، از نظر پروتستانها به منزله شرحى بر موعظه بر فراز كوه عيسى (مت: ۵ - ۷) به شمار مىآيد و به ويژه به سبب نكوهش اغنيا و عنايت به فقيران جالب توجه است. رساله اول پطرس براى دعوت مسيحيان روم به مقاومت در برابر آزارگرى نگاشته شده است. تاريخ اين نامه معمولاً پيش از آزارگرى امپراتور روم دوميتيانوس (۲) در سال ۹۰ درنظر گرفته مىشود. اين رساله كه از جنبههاى مختلف شبيه نامههاى پولس است، اصالتى ويژه دارد و در آن اعتقادات اوليهاى كه مثلاً در باب عيسى در مقام بنده بلاكش وجود داشت، ملاحظه مىشود. رساله يهودا كه احتمالاً نوشته برادر يعقوب است، به نكوهش معلمان دروغين و ترغيب مؤمنان به حفظ ايمانشان مىپردازد. در اين رساله از مجعولاتى همچون كتاب خنوخ نقل مىشود و از اين رو تاريخ تأليف آن قبل از سال۹۰يعنى پيش از تثبيت قانون عهد عتيق در شوراى يمنيا، در نظر گرفته مىشود. رساله دوم پطرس وابسته به رساله يهوداست، اما در آن نقل از مجعولات مشاهده نمىشود. نكته جالب توجه در اين رساله آن است كه تحول انديشهها را در باب ظهور آخرزمانى عيسى نشان مىدهد. اين رساله بايد پس از تدوين مجموعه نامههاى پولس نگاشته شده باشد، زيرا در آيات ۱۵-۱۶ از باب سوم آن، مؤلف درباره نامههاى پولس نظر خود را اظهار مىدارد.