قوم يهود به خاطر اينكه در ميان دو تمدن مصر و بينالنهرين بود، توانست از موسيقي آن مناطق ريشه گيرد و ميتوان گفت كه ديگر خبري از آن موسيقي و تمدن بينالنهرين باقي نمانده است، اما موسيقي قوم يهود نه تنها ويژگيهاي خود را حفظ كرده، بلكه سبب تكامل بخشيدن به موسيقي تمدنهاي حاشيه خود شده است. موسيقي در آیين يهود از اهميت و ويژگي بالايي برخوردار است، زيرا در آن دوران پيكرتراشي و چهرهنگاري در مذهب تحريم شده بود؛ به همين علت قوم اسرائيل فرزندان خويش را تشويق به تعليم موسيقي ميكردهاند. قوم يهود براي بقاي نسل خود، اسطورهها و داستانهاي نبردهايش را به شكل آواز ميخوانند. يكي از آن سرودها كه هنوز به جا مانده، سرود "چاه آب" است كه داستان جستوجوي چوپاني است كه به دنبال آب بوده. همين طور يهوديان در سرزمين اسرائيل اين رسم را داشتند كه مرثيه در وصف كشته شدگان و شهداي خود ميخواندند و سرودي نيز وجود داشت كه به مناسبت پيروزي آن را ميخواندند كه "Deborah" نام داشت. به نغمهها و سرودهايي كه براي مناسبتهاي مختلف، از جمله ازدواج شاهان، سالگرد تاجگذاري و رفتن و برگشتن از جنگ خوانده ميشد، "پسالم" گفته ميشد. حتي در تورات آمده كه موسيقي نقش عمدهاي در زندگي يهود به عهده دارد: "وقتي كه خداوند از مردم عبري خواست رويدادهاي مخصوصي را به خاطر بسپارند، به حضرت مشه دستور داد كه به مردم آوازي بياموزد كه به منزله يادبود رويدادهاي آنان باشد". عبريان از سرودهايي به شكل شكوائيه و مرثيه نيز برخوردار بودند. زماني كه قوم اسرائيل به اسارت بابليان درآمدند، به خواندن شكوائيه پرداختند كه متن يكي از آنها اين است: "ما به كنار بابل نشستهايم و بربطهاي ما به بيدهاي ساحل آويخته و بابليها از ما ميخواهند براي آنها سرود بخوانيم. چگونه ميشود در سرزمين بيگانگان سرودهاي مقدس خواند". حضرت داود هم نوازنده بود و هم خواننده، و هم سازنده آهنگ. در كتاب مقدس عاموس نبي او را مخترع آلات موسيقي دانستهاند. سرودهاي او، "زبور" مخصوص معابد بود. همين طور در عهد جديد هم اشارات زيادی به آن شده است و بايد ذكر كرد كه طي قرنها تغييراتي در آنها داده شد كه بعدها الهامبخش آوازهاي كليسايي شد و ميتوان به جرأت گفت موسيقي يهود آهنگهاي مذهبي و رسمي كليسا را به وجود آورد. در قرآن كريم به صوت خوش حضرت داود اشاره شده و بعضي مفسران گفتهاند تا زمان حضرت داود موسيقي و ترانه وجود نداشته و مردم با ترانه خواني آشنايي نداشتهاند، تا آنكه خداوند حضرت داود را آوازي داد كه هرگز پيش از او و پس از او هيچ كس را چنان آوازي نبود و او زبور را به 70 آواز و 70 الحان خوانده كه هيچ يك شبيه ديگري نبود و همين طور در سوره نساء آمده است از جمله چيزهايي كه خداوند به او عطا كرده، آواز خوش است و گويند هر گاه زبور ميخواند، هيچ كس را طاقت نميماند و مردم دست از كار برميداشتند و به سماع مشغول ميشدند، به همراه مرغان و چهارپايان. قدمت مزامير داود به سه هزار سال ميرسد و داراي سه موضوع و قسمت است: مزامير نيايشي، مزامير استغاثهاي و مزامير شكرگزاري. مسئلهاي كه نشان ميدهد حضرت داود چه ارزشي بر موسيقي مذهبي ميگذاشت، اين بود كه قوم لاوي را به حفاظت و اداره موسيقي مذهبي معبد گمارد كه بعدها لاويان به موسيقيدانان مقدس مبدل شدند. همچنین اجراي مزامير در آن زمان به اين صورت بود كه مزامير توسط كاهنان يا لاويان (Levites) خوانده ميشود و جمعيت با گفتن Hallelujah به آن پاسخ ميدادند. علاوه بر اين موسيقي، موسيقي فرقهاي نيز وجود داشت كه متعلق به فرقههاي مختلف يهوديان بود، مانند طومارهاي بحرالميت که داراي مزامير شكرگزاري بود كه از آن فرقه راهبان حسيديم(Esseness) بود. يهود هنري را كه احساس پاكدامني و وفاداري را به خدا عرضه ميداشت، تشويق میکرد و هنري را كه احساس پليدي و بتپرستي را در آنها تقويت ميكرد، مطرود میکرد و از بين ميبرد.